عفت دالوند مادر شهید و جانباز 25 درصد در حاشیه جشن شمیم کوثر در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری حیات اظهار کرد: مجروحیت من به سال 1365 و بمباران بروجرد باز می گردد. 18ساله بودم و مادر چهار فرزند. همسرم پاسدار بود و در عملیات کربلای پنج می جنگید. از نزدیکی مدرسه شهید فیاض بخش رد می شدیم که آژیر خطر به صدا درآمد. مهدی پنج ساله، محسن سه ساله، محمد صادق دو ساله و ابوالفضل که تنها 24روزش بود نیز همراهم بودند که بمباران هوایی شروع شد.
فرصتی برای رفتن به جایی امن پیدا نکردیم. کل محله به خاک و خون کشیده شد. من، مهدی و محسن مجروح شدیم و محمد صادق همان جا به شهادت رسید و سالم ماندن ابوالفضل تنها یک معجزه بود. محسن سه ترکش خورد و تا سه ماه به خاطر موج گرفتگی توانایی صحبت کردن نداشت.
برای درمان به بروجرد، اراک و تهران منتقل شدم. بارها عمل جراحی انجام دادم. طحالم را از دست دادم. روده بزرگم را پیوند زدند و کمرم هنوز ترکش دارد.
مهدی گودرزی جانباز 15درصد نیز در گفت و گو با حیات ادامه داد: 21 بهمن ماه نزدیک ظهر بود. مدرسه ای که در محله مان بود را هدف قرار داده بودند. بعد از بمباران موج انفجار من را گرفته بود، چیزی نمی شنیدم و فقط تماشا می کردم.
همه جا پر از خون شده بود. بیشتر دانش آموزان مدرسه به شهادت رسیده بودند. چندلحظه ای گذشت. از مادر و برادرم خبر نداشتم. یکی از همشهری ها من را دید و با خودروی خودش به بیمارستان رساند و سپس با هلی کوپتر به اراک منتقل شدم. مدتی مفقود بودم و کسی نمی دانست زنده ام. همه فکر می کردند پدر و مادرم نیز به شهادت رسیده اند. اما بعد از مدتی پدر و عمویم من را پیدا کردند.